پوران، شخصیتی که نماد شجاعت و ایستادگی ست، کسی که با این انیمیشن میخواهیم قدرت بی پایانش را به تصویر بکشیم. قدرتی که همه ما انسان ها به آن نیاز داریم ولی برای هرکداممان متفاوت به دست می آید و برای زنان ودختران سرزمین ما، متفاوت تر.

داستان این انیمیشن از آنجایی در تیم ما شکل گرفت که با یک تبعیض تاریخی مواجه شدیم، تبعیضی که نسل به نسل منتقل شده و در ما رخنه کرده، که شاید خیلی هایمان از ریشه آن آگاهی نداشته باشیم ولی به آن باور داریم. وقتی با پادشاهی یک زن در کشورمان مواجه شدیم، فکر کردیم که چطور است که در حدود هزار و پانصد سال قبل زنی بر تخت پادشاهی تکیه کرده است، چطور است که در آن زمان مردم پذیرای حکمرانی زنی بودند ولی الان شاید خیلی از ما، حتی خود ما، پذیرای این اتفاق نباشیم.

برای حمایت از این پروژه در حامی جو روی لینک روبرو کلیک کنید

ما در این پروژه از قدرت انیمیشن استفاده می کنیم و به دوره ساسانیان که حدود هزار و پانصد سال قبل است، سفر می کنیم. در این سفر، شخصیت هایی را با خود همراه می کنیم که بعضی هایشان حس آزادی خواهی، قدرت، جنگندگی و ایستادگی را با خود به سفر می آورند و یک سری های دیگرشان حس برتری های جنسیتی، جاه طلبی و ترس را. ولی قشنگی این سفر در این است که در پایانش، می بینیم که تغییر نه تنها که امکان پذیر است بلکه چشیدن لذت آن به ارزشش می افزاید. ولی این تغییر باید با جان و دل خواسته شده باشد، چرا که حتی در این شرایط هم دشوار است و نیاز به انگیزه و اعتماد به نفس دارد چه برسد به زمانی که حتی نخواهیم تغییری ایجاد کنیم.

ما در این داستان، به طاق کسری می رویم. جایی که در حمله اعراب به کشورمان غارت شد و اکنون در تیسفون عراق قرار دارد و در معرض خرابی کامل به سر میبرد. در این طاق که به نام ایوان خسرو هم شناخته می شود، با خسرو پرویز مواجه میشویم… پدری تاثیرپذیر که نتوانسته بود محبوبیت یک پادشاه را در بین مردمان سرزمینش داشته باشد و با دو همسرش شیرین و ماریا زندگی میکرده است. مردانشاه را می بینیم که پسر خسرو از همسر اولش، شیرین است و پوران، قباد و آذرمی فرزندان خسرو از همسر دومش، ماریا هستند. به نام "پوران" برخوردیم، کسی که محوریت داستان ما را شکل می دهد و دختری ست که پیام برابری، قدرت و آزادی خواهی را با خود دارد. دختری شجاع که میخواهد برای خواسته هایش بجنگد ولی در جامعه ای که زندگی می کند، مردم جنگیدن برای رسیدن به خواسته ها را برابر با از بین رفتن اعتبار یک خانواده می دانند و با توجه به قالب کلی و سخت گیرانه ی حاکم برای دختران آن زمان، اگر دختری از آن قالب تخطی میکرد، بی برو برگرد برچسب های فراوانی بهش چسبانده می شدند و از همین رو، دختر داستان ما، پنهانی به دنبال آرزوها و خواسته هایش می رفت و همیشه نگران از بین بردن اعتبار خانواده اش بود…



روایت ما در این داستان، روایت عزت نفس و اعتماد به نفس است. روایتی که تا به امروز پشت درها بوده است و شاید حرف خیلی ها باشد. ما نقل قول دختران و زنانی را به میان می آوریم که با وجود شجاعت و جسارتی که در وجودشان شکل گرفته است، نمی توانند برای خواسته هایشان بجنگند و لذت رسیدن به آمال را پس از پیمودن راهی پر از فراز و نشیب، بچشند. چرا که علی رغم میل خودشان، با تناقضات و دوگانگی هایی مواجه اند که مانند مانعی پیش رویشان است و از قدرت جنگیدن برای خواسته هایشان می کاهد. اگر شجاعت، جسارت و عزت نفس مردم سرزمین ما و به خصوص دختران و زنان، پیام شما هم هست…. با ما همراه شوید تا این پیام را فراگیر کنیم و بار رسالت آگاهی بخشی را روی دوشمان سبک تر کنیم.